روان شناسی کاربردی

برای آنانکه به سلامت روان خود می اندیشند

تاثیر خانوده برشخصیت

Posted by: علیرضا @ 11/07 2007, 03:58

داشتم به این فکر میکردم چرااطرافیان ما  از افرادی   کم رو، قدردان، با محبت ، عدالت مدار، ترسو، پرخاشگر و... تشکیل شده ؟وچرا همه خوش اخلاق ،عدالت محور ،خوش مشرب ویاهمه صفات خوب وجامعه پسند درهمه وجود ندارد؟ اینها سوالاتی است که شاید برای همه ماها  پیش آمده باشدکه چرافلانی اینگونه است؟ ومن اگرآدم واقع بینی باشم اینگونه نیستم .برای پاسخ به این سوالات  ازمبحث تاثیر خانواده ام درکودکی به آن نگاه میکنم.

·               اگر خانواده ام مرتب به من انتقاد نمی کردند ،اینقدر غر نمی زدم وبه همه کس وهمه چیز اعتراض نمی کردم.

·            اگر اینقدر با ترس زندگی  نمی کردم حالاترسیدن رایاد نمی گرفتم که اینقدر بترسم تادیگران مرا بعنوان یه آدم ترسو بشناسند.

·               اگراینقدر منو مسخره نمیکردن حالا اینقدر کمرو نبودم .

·            واگر......

  اما شما دوست خوب که با محبتید ،به زندگی امیدوارید ، قدردانید ودرزندگی تان هدف دارید وحتی کانکت شما به اینترنت باهدف است .

_      به این موضوع بر میگرددکه باپذیرش خانواده رشد کردین، با تشویق به موقع والدین روبروبودین وخانواده شمابا علم به تربیت کودک شما بزرگ کرده اند.

 

_

خوشبختي

Posted by: علیرضا @ 09/11 2007, 05:23

 

همه ما خودمان را چنين متقاعد ميكنيم كه باازدواج زندگي بهتري خواهيم داشت ،ولي وقتي مي بينيم كه كودكانمان به توجه زياد نيازمندند خسته مي شويم ومي گوييم بهتر است صبر كنيم تا بزرگتر شوند .

فرزندان ما به سن نوجواني ميرسند بازهم كلافه ميشويم چونكه دائم بايد باآنها سروكله بزنيم ،ميگوئيم وقتي بزرگتر شدند  مشكلات كمتري خواهند شد.آنهابزرگتر  ميشوند وانتظار داريم رفتار آنها عوض شود ولي برخلاف ميل مااين  انتظار بيهوده بوده است.

مي گوئيم همسرمان رفتارش عوض خواهد شد ،ماشين مي خريم ،صاحب منزل خواهيم شد، بچه هايمان ازدواج ميكنند،براي رفتن به مرخصي به ليكك خواهيم رفت وپول نفت برسفره هايمان خواهد آمد والخ.

حقيقت اين است كه براي خوشبختي هيچ زماني بهتر ازهمين الان وجود ندارد واگرالان نه پس كي؟ زندگي همواره پرازچالش است بهتر است كه اين واقعيت رابپذيريم وتصميم بگيريم كه باوجود همه اين مسائل شاد وخوشبخت زندگي كنيم خوشبختي همين جاده زندگي پيش روي ماست.


تخلیه هیجان

Posted by: علیرضا @ 07/05 2007, 17:10

                                               

یا تا حالابا خود فکر کردین چراما ازدیدن فیلمهای  پلیسی وتخیلی  لذت میبریم . شاید شماها پاسخهای متفاوتی برای این سوال داشته باشین .اما آنچه که شما فکر میکنین بنوعی میشه گفت درسته .اما ازلحاظ روان شناسی دراین باره تحقیقاتی صورت گرفته که بصورت خلاصه عرض میکنم .تحقیقات اثبات کرده چون فیلمهای پلیسی نقش تخلیه هیجانی دارن به همین خاطر ماازدیدن اونها لذت میبریم .بدین معنا که چون تنشهای روزمره زندگی تمام ناشدنی است مابا دیدن این فیلمها بصورت ناخوداگاه خودرابجای قهرمان فیلم میگذاریم وچون قهرمان فیلم برمشکلات پیروزمیشه ماهم احساس پیروزی میکنیم وازدیدن این  فیلمها  لذت میبریم .لازمه عرض کنم که رسانه های گروهی مانند روزنامه وهفته نامه ها که متاسفانه درایران به نشریا ت زرد معروفن با تشریح دزدی ها ، آدم کشی ها ، داستانهای عاشقانه ، زندگی نامه هنرپیشه ها باعث میشن که عقده های درسینه مانده مردم رامطرح ونوعی آرامش روانی به فرد خواننده ببخشه .وبه همین خاطر ماعلاقه مند به این نوع فیلمها ونشریات هستیم .راستی شما علاقه مند به تماشای این نوع فیلمها ونشریات هستین ؟؟؟

    

افسردگي

Posted by: علیرضا @ 04/13 2007, 04:33

 

هنگاميكه بيشتر افراد احساس سرخوردگي ميكنند به نوعي مي توان گفت دچار افسردگي اند ، افسردگي جنگ با مشكلات زندگي روزمره رادچار مشكل ميكند.  

فرد افسرده يا زياد پرخوري ميكند ويا كم خوراك ميگرددويا كم ميخوابد ويابد خواب ميشود  اختلال در خواب هم بدين صورته كه پس ازرفتن به رختخواب يا دير خوابشون ميبره  يا زود از خواب بيدارميشن ومابقي شب را دررختخواب  به موضوعات مختلف فكر ميكنند .

افسردگي درزنها دوبرابر بيشتر ازمردان است ازعلتهاي بروز افسردگي هم اگر بخواهم اشارهكنم مي توان به ازدست دادن نزديكان ،جدايي ازفرد ي كه به او علاقه منديم ،نقل ومكان محل زندگي ، اتفاقهاي روزمره كه بار استرسي بالايي دارند و...مي توان اشاره كرد براي درمان هم درتقدم اول اينكه فرد افسرده  خودشو مقصر وزاينده مشكلات نداند ،صبوربودن ، تسليم نشدن ، ورزش كردن،استراحت روان درماني ودارو و  درماني است اگرافسردگي حاد بود براي درمان معمولا" تاشش ماه بايد دارو مصرف گردد واگر براي باردوم افسرده شدظاهر گي  تا يكسال.          

 نكته اول :

حدود دو سال پيش  امريكا به عراق حمله كرده تا سلاحهاي كشتار جمعي  عراق راپيدا وازبين ببرهاگه كسي خبر داره كه بالاخره  اين سلاحها پيدا شده ويانه منو خبركنه.

نكته دوم:

به اين  عكسها توجه كنيدتا  قضاوت بهتري  از كشورهايي كه دم ازحقوق بشر ميزنند داشته باشيد .

سلام من هستم

Posted by: علیرضا @ 03/12 2007, 05:32

این شعر که شاعرش را نمی شناسم راپیشکش  همه بازدید کنندگان محترم میکنم این شعر منافاتی با مباحث قبلی ام درباب روان شناسی
ندارد پس با هم می خوانیم.نرم   نرمک  میرسد اینک بهارخوش  بحال روزگارخوش بحال چشمه ها ودشتهاخوش بحال سبزه دانه ها وسبزه هاخوش بحال غنچه های نیمه بازخوش بحال دختر میخک که می خندد
به نازخوش بحال آفتابای دریغ ازتو اگرچون گل نرقصی با نسیم ای دریغ
ازمن اگرمستم نسازد آفتابای دریغ از ما اگر نگیریم کامی ازبهارگر نکوبی شیشه غم رابه سنگ هفت سنگش می شود هفتاد رنگ
نکته
اگرهمانند گذشته برای دوستان کامنت نمی گذارم دلیل برسرنزدن به وبلاگ آنهانمی باشد

  

 

غلبه برترس

Posted by: علیرضا @ 11/14 2006, 04:34

یکی ازراههای غلبه برترس انجام آن عمل ترس آور است .من عقیده دارم ازآنچه می ترسید باید نزدیک شد .اگرازآب می ترسید تا خودتان رادرآب نیندارید ترستان فرو نمی ریزد .اگراز کنفرانس دادن می ترسید تنها راه حل ، کنفرانس دادن است باراول ممکن است دراثر ترس صدایتان بلرزد نفس کم بیاورید اما با این وجود دفعه بعد برایتان آسان تر خواهد بود دفعه بعد ودفعات بعدتر به مراتب آسانتر خواهد بود وبالاخره زمانی میرسد که نه تنها نمی ترسید بلکه خودتان مشفقانه ازآن استقبال می کنید ما معمولا" ازچیزی که می ترسیم دور می شویم ولی این روش مدام برترس واضطراب وعدم اعتماد به نفس ما می افزاید پس حالایک دوسه حمله به سوی هرموضوع ترس آور....نترسید من هستم

یادیاران

Posted by: علیرضا @ 10/01 2006, 14:09

یاد  رفیقان نیمه راه همانهایی که زنده بودن ما مدیون فداکاری وازخود گذشتگی آنهاست بخیر یاد سربازان بی ریای عصر خمینی همانهایی که که درزمان خطر  مثل شیر بردشمن می غریدند ودروقت عبادت آسمانی میشدند یادکربلای شلمچه بخیر یاد یاران درمحاصره مانده درپد خندق بخیر یادهمه آزاد مردان ایران اسلامی که فارغ ازهرنیت دنیوی برای حریت ایران وایرانی پرپرشدن بخیر خوشحال بحالتون که نیستید وببینید که برق میز هاوکرسی ها ی صدارت  چه کرده است درهفته دفاع ازمرزها  متاسفانه بعضی ها بافراموش کردن همه حقایق حتی دفاع  ازکشوررابا انگیزه های سیاسی نفی میکنند من باپایان جنگ ویاادامه جنگ کاری ندارم وآن مبحثی جداست  ولی نبایستی فراموش کنیم   که برما جنگی نابرابر تحمیل شد وظیفه دفاع ازکشورراجوانانی بردوش گرفتند که همسایه /دوست /برادر/پدر یاخود ماها بودیم ودراین راه  بعضی هادست وپا وبعضی های دیگر  ازهمه هستی خود گذشتندپس ایکاش لااقل بخاطر ایرانی بودن خود این دفاع رانفی نکنیم .

 

تفکر مثبت ویامنفی

Posted by: علیرضا @ 08/11 2006, 01:35

آیا می دانید  
فکر کردن به کار های خوب وبدی که در طول روز انجام داده ایم در هنگام خواب به چه میزان تاثیردر عملکردهای رفتاری وشخصیتی ما در روز های بعد خواهد داشت؟پس من   عمده تلاشم رابکار خواهم بست تابه چیزای خوب فکر کنم شماچطور؟
 

عصبانيت

Posted by: علیرضا @ 06/05 2006, 14:30

پدر یک بچه برای  ازبین بردن بد اخلاقی وزود عصبانی نشدن فرزندش به او یک کیسه پر ازمیخ ویک چکش داد وبه او گفت هرموقع عصبانی شدی یک میخ به دیوار روبرو بکوب !
روز اول پسرک 30 میخ به  دیوارکوبید وروزها وهفته های بعد توانست  با کمتر کردن عصبانیت خود میخ های کمتری به دیوار بکوبد .پسرک کم کم آموخت که عصبانی نشدن ازفروکردن این میخ ها به دیوار سخت آسانتر است وبه این ترتیب پسرک این عادت خودرا ترک کرد.وشادمانه به پدر خود گفت که سربلند بیرون آمد.این بار پدر به او یادآوری کرد حالابه ازای هروزی که عصبانی نشود یکی از میخهارا ازدیوار خارج کند .روزها گذشت تابالاخره یک روز پسرک به پدرش روکرد وگفت همه میخها رااز دیوار درآورده است .پدر دست  اوراگرفت وبه آن طرف دیواربرد وبه او گفت حالا به سوراخهایی که دردیوار بوجود آورده ای نگاه کن ! این دیوار دیگر هیچ وقت دیوار قبلی نمی شود .
ما وقتي عصباني مي شويم حرفهايي رامي زنيم كه  پس ازآرامش پشيمان ميشويم كه درحالت خوشبينانه شما ازطرف مقابل معذرت خواهي ميكنيد اما تاثير حرفهايي كه درحالت عصبانيت زده ايد به مثابه فروكردن  چاقوئی بر بدن طرف مقابل است وشما می توانی چاقوئی رابه شخصی بزنی وآن رادرآوری ، مهم نیست توچند مرتبه به شخص روبرو خواهی گفت معذرت می خواهم مهم این است که زخم چاقو بربدن شخص روبرو خواهد ماند .ويا نه تاثير حرفهاي مادرحالت عصبانيت مثل  فروكردن ميخ درديوارتن مخاطبمان ميباشد .

روشهای یادگیری

Posted by: علیرضا @ 05/19 2006, 12:59

خرداد ماه یادآورتلاش وکوشش واضطراب روزهای امتحانات درسی است   بنابرین برای این پست مطلبی رادرباره بهتر خواندن ویادگیری بهترازکتاب روان شناسی پرورشی نوشته دکتر سیف  انتخاب کردم .امیدوارم مفید واقع گردد.البته به عقیده من این روشها تنها راههای بهتر یادگیری بهتر نیست قطعا"خیلی ازماها راههای بهتری بصورت تجربی آموختیم که  کمک خیلی زیادی به آموختن بهتر میکند وچه خوب که این تجربیات دراختیار دیگران گذارده شود.
تکالیف پیچیده
تکالیف ساده
خط کشیدن زیر مطالب
چند بار ازروخواندن
علامت گذاری وحاشیه نویسی
رونویسی کردن
برجسته سازی قسمتهایی ازکتاب
تکراراصطلاحات مهم وکلیدی باصدای بلند
رونویسی ازمطالب مهم
استفاده ازتدابیر یادیارمانند آهنگ،قافیه وتصویر
خلاصه کردن به زبان خود
تصویر سازی ذهنی
آموزش دادن مطالب آموخته شده به دیگران
تحلیل روابط

هنوایی

Posted by: علیرضا @ 04/29 2006, 12:34

می گویند یه روزی شخصی درخیابان ناگهان ایستاد ودرحالی که به آسمان خیره شده بود ،لبهایش شروع به تکان خوردن کردند یک لحظه بعد عده ای ازعابران پشت سراو ایستادند وشروع کردنت به آسمان خیره شدن وکم کم حرفهایی ردوبدل شد که چه چیزی درآسمان دیده میشود کلماتی نظیر قمرمصنوعی ، هواپیمای بدون سرنشین و...تا اینکه بالاخره اون نفراول عطسه ای کرد وقضیه تمام شد ومعلوم شد آن فرد قصد عطسه کردن داشته است .این داستان البته یک داستان غیر واقعی بوده اما امروز درخیابان به منظره ای برخوردم که  به نوعی با این داستان شباهت دارد البته ازنوع واقعی اش واینگونه بوده که فردی درخیابان که کارتبلیغی میکرده برشورهای تبلیغاتی خودرابو میکرد وبعد به  رهگذران میداده من کنجکاو که شاهد این منظره بودم متوجه این نکته شدم که اکثر کسانی که این برشورهارامیگرفتند آن رابو میکردند درصورتی که بوی خاصی نداشته است ومن  که دنبال سوژه برای نوشتن میگشتم آن رایافتم وآن یک موضوع رفتار اجتماعی  یعنی همنوایی است که شاید شما بااین مثل که خواهی نشوی رسواهمرنگ جماعت شو زیاد برخوردکرده باشید نه بگذارید پارفراتر بگذارم تاحالاشده که دریک نمایش کمدی وقتی دیگران می خندند شما هم همراه اونا بخندید ویاتاحالا شده دریک سخنرانی وقتی   دیگران همه کف میزنند همراه اونا کف بزنید ویا هورا بکشید  به این عمل شما  می گویند همنوایی بدین معنا که فردتحت تاثیر جمع دررفتار خودتغییر ایجاد کند وخیلی ازماها تحت تاثیر جمع رفتارهایی ازما سر میزند که شاید درحالت فردی آن عمل  ازما بعید بود راستی معنای فعلی این همنوای جوگیر شدنه آیا  تاحالا جوگیر شدین؟

ویژگی افراد شاد

Posted by: علیرضا @ 02/01 2006, 13:38

هفت ویژگی افراد شاد
 آیا تا به حال دقت کرده اید که بعضی افراد بدون توجه به مسائل و مشکلات , چقدر در سر زندگی و شاد بودن توانا  هستند؟ تحقیقات نشان می دهد این حالت ذاتی یا خدادادی نیست بلکه یک مهارت است که این افرادآن را
در خود پرورش داده اند . شما هم اگر بخواهید می توانید این مهارت را کسب کنید و زندگی خود را لبریز از شادی و نشاط سازید.
 هر کسی تقدیری در زندگی دارد و این به عهده خودش است که با قسمت خود بجنگد یا با آن همکاری کند اما ایا این حرف به این معنی است که با قسما خود بجنگند یا با آن همکاری کند . اما ایا این حرف به این معنی است که
 فرد باید دراز بکشد و بگذارد زندگی روند خود را طی کند؟
مسلما نه! در عوض می تواند روشی در پیش گیرد که به بهترین وجه ممکن با مسایل مواجه شود و حداکثر تلاش
 خود را در این زمینه نشان دهد در ان صورت متوجه راه های جدیدی می شود و با کشف آن ها انرژی تازه ای
 کسب می کند . زندگی می خواهد شخص , تقدیر و سر نوشت خود را بفهمد آیا ترجیح نمی دهید به جای جنگ
 با زندگی کنار بیایید؟
اشخاص شاد فقط مثبت نمی اندیشند بلکه مثبت عمل می کنند.
مثبت اندیشی مسلما جای خودش را دارد. برای شاد بودن باید افکار خود را عوض کنید. اما منتظر از راه رسیدن
 احساسات نباشید. اشخاص دارای قدرت کنترل مستقیم بر چگونه عمل کردن و چگونه اندیشیدن خود هستند.
 اگر می خواهید شخص شادتری باشید , شادمانه تر عمل کنید. اگر می خواهید شخص مهربان تر و با عاطفه تر
 عمل کنید. اگر می خواهید منش دوستاه تری داشته باشید دوستانه تر عمل کنید.
احساسات پس از عمل کردن از راه می رسند.
اشخاص شاد آن چه را که احتیاج دارند طلب می کنند.
همان طور که نعمت ها معمولا از آسمان به زمین نمی افتند, از شکایت کردن نیز چیزی عاید اشخاص نمی شود.
 اگر به ظرب المثل هر چه بکارید همان را درو می کنید اعتقاد دارید پس به جای شکایت کردن به دنبال خواسته
 های خود بروید. این اتخاب شماست. می توانید به همین رویه ادامه بدهید, دیگران را متهم کنید و همچنان
 چیزی عایدتان نشود یا می توانید خیلی راحت آن چه را که خواهید طلب کنید.
اشخاص شاد مشتاق تغییر هستند.
ثابت ماندن و تغییر نکردن مخالف همه قوانین طبیعت است . اگر تلاش کنید که ثابت اتفاق بیفتید, در این صورت
 همیشه ناراحت خواهید بود
اگر اجازه بدهید ترس از تغییر کردن شما را متوقف سازد , با محروم شدن از خواسته های خود موافق هستید
 شما می توانید بر این باور باشید که تغییر باعث آزار اشخاص می شود و در مقابل آن مقاومت به خرج دهید. یا در
 عوض می توانید تغییرات را با آغوش باز پذیرا باشید و معتقد باشید که وجود آن ها به شما کمک خواهد کرد.
 همه این ها بستگی به این موضوع دارد که تصمیم بگیرید کدام عقیده را باور کنید.
اشخاص شاد به خود اجازه شکست خوردن نمی دهند.
شکست به این معنی نست که هیچ گاه به هدف خود نرسید و یا دلیلی بر دست کشیدن از هدف نیست به هدف
 دست نیافتن تنها یک معنی دارد: شما به تمرین و تجربه بیشتری احتیاج دارید و مشتاق اشتباه کردن باشید و
 تسلیم نشوید. اجازه ندهید یک شکست شما را به گونه ای تحت تاثیر قرار بدهد که همه تلاش های خود را از
 بین ببرید و درست مثل یک دونه لذت به خط پایان رسیدن را حس کنید.
اشخاص شاد در زمان حال زندگی می کند.

 

ویژگی افراد

Posted by: علیرضا @ 01/19 2006, 13:40

مردمی که حسن ظن دارن:
ویژه گی این افراد که بیش ازحد به دیگران اعتماددارند ، به همه احساس مثبت دارن ، همه راازدوستان خود میدانند درباره هیچ کس خیال باطل ندارن .
این افراد وقتی با کسی آشنا میشن ازاویک قهرمان واسطوره می سازن اما بعدها میبینندکه اشتباه کردن وبد بین میشن . این بدبینی تاجایی است که دیگه هیچ کسی را نمی پذیرند . که توصیه میشه یکباره روی کسی سرمایه گذاری  بیش ازاندازه نکنن حضور یک احساس میانه ،نشانه سلامتی است با هرکه دوستی دارید خیال کنید که یک آدم معمولی است با تمام عیبها وتمام محاسنش .وبدونید که اویک قهرمان تاریخی نیست .
2)مردمی که به همه چیز سوظن دارن:
این مردم نسبت به هرکس ،ختی دراولین دیدار بدگمانند وفکر میکنن همه مردم بد ذاتن وبراین باورن که همه برعلیه آ نها نقشه دارن ودنبال کلک زدن آنها هستن. این افراد همیشه عصبانی ،پرخاشگرن وبه سرعت دستهاشون برای سیلی زدن بالاست ودرخانمها دست به دمپایی .
3)دسته سوم میانه روهادرظن هستن
ویژه گی این افراد که خیلی کمیابند اینه که نه خوشبینند ، نه بدبین .ایناباهرکسی که ارتباط دارن، به گونه ای میانه رو روی او حساب میکنند نه زیاد، نه کم . واینا درزندگی معمولا" موفق ترند وآرامش روانی بهتری دارن . راستی شما جزء کدام دسته هستین .؟؟؟؟

تمرین اعتماد به نفس

Posted by: علیرضا @ 01/19 2006, 12:25

  اعتماد به نفس یک مهارته که با تمرین میتوان این مهارت راافزایش داد.بعنوان مثال شما همین تایپ مطالب وبلاگ را درنظر بگیرین که سرعت عمل شما درتایپ نسبت به گذشته چقدر بیشتر شده ،پس اگربخواهیم ، میتونیم  باتمرین اعتمادبه نفس راافزایش بدیم .راستی شما تا حالا تمرین برای بالابردن اعتماد به نفس کردین؟
 (More)

 
 
© روان شناسی کاربردی, All rights reserved.