روان شناسی کاربردی

برای آنانکه به سلامت روان خود می اندیشند
«تفکر مثبت ویامنفی
روشهای یادگیری»

عصبانيت

Posted by: علیرضا @ 06/05 2006, 14:30

پدر یک بچه برای  ازبین بردن بد اخلاقی وزود عصبانی نشدن فرزندش به او یک کیسه پر ازمیخ ویک چکش داد وبه او گفت هرموقع عصبانی شدی یک میخ به دیوار روبرو بکوب !
روز اول پسرک 30 میخ به  دیوارکوبید وروزها وهفته های بعد توانست  با کمتر کردن عصبانیت خود میخ های کمتری به دیوار بکوبد .پسرک کم کم آموخت که عصبانی نشدن ازفروکردن این میخ ها به دیوار سخت آسانتر است وبه این ترتیب پسرک این عادت خودرا ترک کرد.وشادمانه به پدر خود گفت که سربلند بیرون آمد.این بار پدر به او یادآوری کرد حالابه ازای هروزی که عصبانی نشود یکی از میخهارا ازدیوار خارج کند .روزها گذشت تابالاخره یک روز پسرک به پدرش روکرد وگفت همه میخها رااز دیوار درآورده است .پدر دست  اوراگرفت وبه آن طرف دیواربرد وبه او گفت حالا به سوراخهایی که دردیوار بوجود آورده ای نگاه کن ! این دیوار دیگر هیچ وقت دیوار قبلی نمی شود .
ما وقتي عصباني مي شويم حرفهايي رامي زنيم كه  پس ازآرامش پشيمان ميشويم كه درحالت خوشبينانه شما ازطرف مقابل معذرت خواهي ميكنيد اما تاثير حرفهايي كه درحالت عصبانيت زده ايد به مثابه فروكردن  چاقوئی بر بدن طرف مقابل است وشما می توانی چاقوئی رابه شخصی بزنی وآن رادرآوری ، مهم نیست توچند مرتبه به شخص روبرو خواهی گفت معذرت می خواهم مهم این است که زخم چاقو بربدن شخص روبرو خواهد ماند .ويا نه تاثير حرفهاي مادرحالت عصبانيت مثل  فروكردن ميخ درديوارتن مخاطبمان ميباشد .

7 Responses to “عصبانيت”

2
Anonymous 08/10 2006, 21:49 Say: [Reply]

با سلام ، به دلیل مشکل خانوادگی که دارم مدتهاست به دنبال کمک متخصصین هستم، لذا در صورت امکان به من و همسرم سری بزنید و به ما بگویید چه کنیم
با تشکر

3
سعید بی نیاز 07/28 2006, 17:44 Say: [Reply]

ممنون که سر زدی علیرضا جان

4
سميرا 07/18 2006, 16:59 Say: [Reply]

او ز من رنجيده است
آن دو چشم نكته بين و نكته گير
در من آخر نكته اي بد ديده است
من چه مي دانم كه او
با چه مقياسي مرا سنجيده است؟
من همان هستم كه بودم، شايد او
چون مرا ديوانه خود ديده است
بيوفائي مي كند تا بلكه من
دور از ديدار او عاقل شوم
او نمي داند كه من
دوست مي دارم جنون عشق را
من نمي خواهم كه حتي لحظه اي
لحظه اي از ياد او غافل شوم

فروغ فرخزاد

سلام و اميدوارم كه حالت خوب باشه
خیلی وقته پیش من نمی ای؟
با تست پنیر به روزم
اگه دوست داشتی بیا پیشم

5
Anonymous 06/15 2006, 05:15 Say: [Reply]

سلام.وبلاگتون خیلی قشنگ و پرمحتواست . با مطالب آموزنده. ممنونم."شاد باشید

6
سزار 06/07 2006, 11:38 Say: [Reply]

می گویند زمان قاتل خاطره هاست ! می گویند اگر از عشق سراغی نگیری گرد و غبار فراموشی آینه دلت را می گیرد ! می گویند چشمها هم به رو روی یار اگر باز نباشند دروغ می گویند و خطا می کنند و سراب را رصد می نمایند ...چه ها که نمی گویند این اهالی عقل ! اما من ژولیس سزار امپراطور سرزمین آبهای همیشه می گویم : که چه هراسی از این زمان قاتل ...هر که یکبار به سرزمینم در آمد و مشامش به عطر عاشقانه هایم آشنا ..نه با چشم که با دل زخم خورده اش هر چند یکبار اگر چه دیر آهی را برایم بدرقه می کند و زمزمه یادش به خیر را نثارم ! من می گویم چون دوستت می دارم عمیق و وسیع تو نیز دوستم داری هرچند کم ...هر چند خرد ...اما من ژولیس سزار...! قانعم ...قانع به همین نگاههای زود گذرت ...قانع به همین سلام ساده ات ...قانع به همین که داری میخوانی و شاید لبخندی بزنی...دوستت دارم رفیق ...باور کن ندیده دلم برایت تنگ است ...نشناخته شرمنده مهربانیت و تشنه دیدارتم ...!
سرزمین آبهای همیشه آبی در انتظار قدمهای توست که برپاست !
امپراطور سرزمین آبهای همیشه آبی
ژولیس سزار

Add comment






:lol::huh:::P:B):_:::):angry:::(:blush::cry:


 authimage

 
 
© روان شناسی کاربردی, All rights reserved.